محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
403
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
الشَّيْطانُ » « 1 » ، خوفى و رعبى بخاطر راه داده بحصانت قلاع و رصانت بقاع و رباع مغرور شده طريق اطاعت و انقياد بقدم اخلاص و اعتقاد نمىپيمايد و بسخن ملك حسن كه تعهد آوردن او نموده بود ، از آن محال به آن فكر محال بيرون نمىآيد . بنابرين به اشارت نواب صاحبقران ، نواب ركن السلطنه فرهاد خان با گروهى از دليران و دلاوران به اخذ و قيد ملك بهمن لواى عزيمت ارتفاع داد و پس از استماع اين خبر و اطلاع ملك بر [ 223 ] وصول اين لشكر ، چون تاب مقاومت و قوت مدافعت سپاه منصور در حوصلهء قدرت آن سركش مغرور نبود ، ناچار از آن حصار بيرون آمده بلوازم استقبال قيام نمود . و بعد از وقوع ملاقات ، رسوم تكلفات و لزوم تواضعات بين الجانبين بظهور رسيد و نواب ركن السلطنه ، شمهاى از آثار لطف و قهر پادشاه عدالت بهر به گوش هوش ملك بهمن رسانيد و ملك [ بهمن ] از بيم بأس و سطوت شهريار سكندر صولت ، كمال خوف و خشيت به خود راه داده نخست فرزند ارجمند خود را با هدايا و تحف فراوان به آستان ملك پاسبان فرستاد و خود در ملازمت نواب خان فلك مقام ، احرام آن كعبهء لازم الأحترام بسته و در اغر اوان و اسعد زمان بسعادت تقبيل عتبهء عليّه سرافراز گشت و مقاليد قلاع و حصار و مفاتيح خزاين و دفاين آن ديار ، كه مشحون مكنوز شاهوار بود ، تسليم استادگان پايهء تخت خسرو جمشيد بخت نمود و نواب مرتضوى اوصاف ، بموجب « رأس العبادة العفو » تساهلات او را معاف داشته به نظر استعطاف درونگريست و ملك بهمن بعد از اقدام بوقوع خدمات مستحسن التماس قدوم كرامت لزوم پادشاه جمجاه نمود و نواب سپهر ركاب ، از غايت بنده نوازى ملك بهمن را به اين سرافرازى از اقران ممتاز فرموده حصون و قلاع و منازل و رباع او را از غبار موكب جلالت آثار قرين صحراى چين و ختن گردانيد . و مجددا نشان ايالت و حكومت ولايت دار المرز و رستمدار ، به اسم او مرقوم قلم منشيان عطارد
--> ( 1 ) - سورهء 20 آيهء 120